ای وای که محبت
دیگه بازاری نداره
با این دل دیوونه
کسی کاری نداره
دل مونده تو این
صحرای محشر
حتی یه نفر میل
پرستاری نداره
ای وای ای وای
دل بی هم زبون شد
ای وای ای وای
دل بار گرون شد
ای وای آخره زمون شد
این دل یه روزی
جمعیتی دور و ورش بود
صد غافله دل همه جا
همسفرش بود
شمع و گل و پروانه و
بلبل می دونستن
مرغ دل من
بام و هوا زیر پرش بود
ای وای ای وای
دل بی هم زبون شد
ای وای ای وای
دل بار گرون شد
ای وای آخره زمون شد
آخر من دل خسته
رو به خدا کردم
آن قادر مطلق رو
صد بار صدا کردم
گفتم که خدای من
تو یاورم بودی
هر وقت به تو رو کردم
فریاد رسم بودی
ای وای که محبت
دیگه بازاری نداره
با این دل دیوونه
کسی کاری نداره
دل مونده تو این
صحرای محشر
حتی یه نفر میل
پرستاری نداره
ای وای ای وای
دل بی هم زبون شد
ای وای ای وای
دل بار گرون شد
ای وای آخره زمون شد
آخر من دل خسته
رو به خدا کردم
آن قادر مطلق رو
صد بار صدا کردم
گفتم که خدای من
تو یاورم بودی
هر وقت به تو رو کردم
فریاد رسم بودی
آهای اهالی شهر حرف وسخن زیاده
حال همه گرفته ست درددلا زیاده
تا به کسی میرسی ناله و دلواپسی ست
وقتی میپرسی چرا داد میزنه بی کسی ست
هرچی صدا میزنی هیچ کس جواب نداره
وقتی رفاقت میخوای هیچ کس وفا نداره
بدون رفاقت سخته بی همزبونی سخته
میون صد تا آدم تنها بمونی سخته
منتظر فرارم از دنیا گله دارم
برای گفتن از عشق یه عالمه حرف دارم
اگه گوشت با منه بگم چه حالی دارم غریب این دیارم
تــــــــــــقدیم به مـــــــــــــانی وآسمونی
که ازمهستی عکس وآهنگ خواسته بودند
###چتر برا ی چه ؟خیال که خیس نمیشه!### |