X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

پرنده و طناب از گلسرخی

پنج‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1388



پشت پنجره ام را کوبید
گفتم که هستی ؟
گفت : آفتاب
بی اعتنا طناب را آماده کردم
پشت پنجره ام را کوبید
گفتم که هستی ؟
گفت : ماه
بی اعتنا طناب را آماده کردم
پشت پنجره ام را کوبیدند
گفتم که هستید ؟
گفتند همه ی ستارگان دنیا
بی اعتنا طناب را آماده کردم
پشت پنجره ام را کوبید
گفتم که هستی ؟
گفت : یک پرنده آزادی
من پنجره را با اشتیاق باز کردم

نظرات (1)
چه قد قشنگ بود.
وبی نظیر مثل همیشه
وبلاگ خیلی خوبی دارین
با آرزوی آزادی آزادی از قفس.

موفق باشین...
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد