X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

در خیابان از گلسرخی

پنج‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1388



در خیابان مردی می گرید
پنجره های دو چشمش بسته ست
دست ها را باید
به گرو بگذارد
تا که یک پنجره را بگشاید
در خیابان مردی می گرید
همه روزان سپدیش جمعه ست
او که از بیکاری
تیر سلیمانی را می شمرد
در قدم های ملولش قفسی می رقصد
با خودش می گوید
کاش می شد همه ی عقربک ساعت ها
می ایستاد
کاش تردید سلام تو نبود
دست هایم همه بیمار پریدن هایی
از بغل دیوارست
کاش دستم دو کبوتر می بود
در خیابان مردی می گرید

نظرات (2)
سلام اگه دوست داشته باشی میتونیم تبادل لینک داشته باشیم
اگه مایل بودی به آدرس زیر بیا و اطلاعات لینک خودتو برای ما قرار بده تا ظرف مدت 24 ساعت لینکت در سایت نمایش پیدا کنه
admin.inest.ir/comments.bs?postid=1
زیبا بود
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد